ترکیب بندی (کمپوزیسیون)

سامان دادن عناصر بصری و برنامه ریزی آنها در یک اثر گرافیکی، منسجم نمودن قسمت ها با هم و ترکیب کردن و کنار هم قرار دادن آنها، ساختار و سازماندهی عناصر بصری و سرانجام، هماهنگ کردن همه اجزا با یکدیگر را ترکیب بندی یا کمپوزیسیون می نامند. به بیان دیگر، می توان گفت شکل کلی ارائه مجموعه عناصر و کیفیت های بصری که آنها را مانند یک کل یگانه ارائه دهد ترکیب بندی یا کمپوزیسیون نامیده می شود.

هر واحد بصری موقعیت فضایی و جلوه و نمود خود را به واسطه روابط فعال و متقابل واحدهای تصویری پیرامون خود و نیز نیروهای تصویری که از جهات مختلف بر آن اثر می گذارند کسب می کند. علاوه بر آن، رنگ با ارزش های تصویری خاص خود که دائما تحت تاثیر دگرگونی موقعیت فضایی و تابش نور است و بافت نیز به صورت موثر در مشخص کردن موقعیت فضایی و کیفیت های بصری عناصر تصویری موثرند.

در یک قطعه موسیقی، تمام نت های تولید شده با آلات مختلف موسیقی باید در زمانی مشخص و با هماهنگی و در ارتباط با یکدیگر عمل کنند. در یک اثر گرافیک هم، اجزای مختلف باید چنین وضعیتی داشته باشند و ارتباط آنها با یکدیگر به اثر انسجام می بخشد.

یکی از قواعد ایجاد هماهنگی استفاده از تناسبات طلایی است. مثلا: تقسیم طلایی بر این تناسب ریاضی بنا شده است که نسبت اندازه قسمت کوچکتر به قسمت بزرگتر مشابه اندازه قسمت بزرگتر به کل است.

تناسب طلایی نه تنها در شاهکارهای معماری کلاسیک و آثاری مانند اهرام مصر به کار رفته است، بلکه امروزه نیز در تمام آثار گرافیک و به طور کلی هنرهای کاربردی می توان از آن استفاده کرد و به هماهنگی اجزا دست یافت.

در طراحی هر اثر گرافیکی باید نخست استفاده و عملکرد موضوع را شناخت و سپس به راه هایی پرداخت که طرح با آنها ارتباط برقرار کند. باید حتما ارتباطی منطقی بین عناصر داخلی طرح ایجاد کرد. نکته دیگری که باید در نظر داشت ایجاد ارتباط طرح با محیط و موضوع کلی آن است که در آن واقع شده است. مثلا: در طراحی صفحه فهرست که درون مجله قرار می گیرد باید به موضوع و شخصیت بصری مجله توجه کرد و طرح تابلوی فروشگاه باید با محله ای که فروشگاه در آن واقع شده است متناسب باشد.

در ترکیب یک اثر گرافیکی با استفاده از تضاد و تفاوت می توان از لحاظ بصری به نتیجه بهتری دست یافت. یکی از روش های دستیابی به تضاد، قرار دادن رنگ های متضاد در کنار یکدیگر یا یکی روی دیگری می باشد. آبی متضاد نارنجی است و قرمز متضاد سبز و زرد متضاد بنفش. ممکن است طراح به جای استفاده از دو رنگ متضاد دو رنگ را با شدت های تیرگی متفاوت با یکدیگر به کار بگیرد؛ مثلا: سفید را روی سیاه یا سرمه ای سیر یا یشمی سیر به کار ببرد.

تضاد فرم از راه های دیگر کاربرد تضاد است. تضاد جنسیت هم از روش های دیگر می باشد . جنس سخت سنگ در کنار موضوعات لطیفی مانند گل و برگ و پرنده این نقش را ایفا می کند و در مجموع فضای بصری سامان یافته ای را به وجود می آورد.

فضای بصری تحت تاثیر روح زمانه معاصر متقارن نیست و در ترکیب بندی آثار گرافیکی از تقارن کمتر استفاده می شود، مگر آنکه دلیلی برای این کاربرد وجود داشته باشد. در آثار گرافیکی معاصر تعادل حاصل از بی تقارنی بسیار ارزشمند تر از تعادلی است که از طریق تقارن حاصل می شود.

می توان از لحاظ بصری بین جرم بیشتری از خاکستری با قطعه کوچکتری از سیاه توازن ایجاد کرد. وقتی چشم انسان در ترکیب بندی حرکت می کند، عناصر ایجاد کننده توازن را جستجو می کند. ساختار عناصر، حس توازن را ایجاد می کند. هرگاه عناصر حدودا در وسط صفحه تصویر قرار بگیرند، با فضای اطراف خود حفظ و حمایت می شوند، ولی هرگاه آنها به طرف کناره های صفحه تغییر مکان بدهند، وزن و انرژی آنها تغییر می کند و نیروهای جایگزینی برای ایجاد توازن لازم می باشد.

راه های متفاوتی برای دستیابی به توازن غیر متقارن وجود دارد؛ طراح گرافیک برای یک موضوع مشخص ممکن است جای عناصر را در یک طرف صفحه انتخاب کند. فضاهای خالی مقابل در این حالت باید مانند نیرویی متوازن کننده عمل کنند. این غیر متوازن کردن عمدی از لحاظ زیبایی شناسی و ایجاد رابطه بین جرم و فضا به صورت متناسبی خوشایند و مقبول است. امروزه دیگر توضیح چگونگی ایجاد یک اثر هنری به طور کلی با استناد به نیروی کشف و شهود هنرمندانه کافی نیست. خلق یک اثر هنری نتیجه تفکر و تعقلی بسیار منضبط و دقیق است و از اصول و فنون معینی پیروی می کند که پس از آزمودن های بسیار به ثمر می رسد.

همراه با زیوانیتار

زیبایی برای همیشه

 
اشتراک گذاری

مشتاقانه منتظر دریافت نظرات شما دوستان عزیز هستیم